حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
144
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
رسيده بود . در انشاء نثر عربى با بهترين بلغاى اين زبان دم برابرى ميزد و در شعر فارسى و تازى هر دو ماهر بود دربارش پناهگاه فضلا و شعرا بود و در نوروز و مهرگان بهريك از شاعران مقدارى وظيفه ميداد . از شعراى معروف او يكى حكيم ابو بكر محمّد بن على خسروى سرخسى ديگر ابو القاسم زياد بن محمّد قمرى گرگانى است كه هر دو به فارسى او را ستودهاند ، شعرا و معاشرين عربى زبان او بسيارند . دانشمند جليل ابو ريحان محمد بن احمد بيرونى كتاب بسيار مشهور خود الاثار الباقيه را در سال 390 بنام قابوس تأليف كرده و حكيم و پزشك بزرگوار ابو على حسين بن سينا هم بعشق درك خدمت او از خوارزم عازم گرگان شد ليكن قبل از رسيدن به اين شهر خبر دستگيرى و قتل قابوس را شنيد و مأيوس بقزوين و همدان بپناه آل بويه رفت . 5 - فلك المعالى منوچهر ( 403 - 423 ) پس از قتل قابوس پسرش منوچهر بجاى پدر رسما بسلطنت نشست و قادر خليفهء عباسى او را فلك المعالى لقب داد و او اوّل كارى كه كرد دستگيرى كشندگان پدر و سياست ايشان بود . برادر منوچهر دارا كه قبل از او از جانب قابوس حكومت طبرستان را داشت و به علت سوء ظنّى كه بين او و پدرش بروز كرده مدّتها قبل از قتل قابوس بغزنين بپناه سلطان محمود غزنوى رفته بود باميد رسيدن بسلطنت همچنان در دستگاه اين سلطان ميزيست و اگرچه محمود او را ابتدا محترم داشته بود ليكن چون دارا در مجالس سلطان سخن بدرشتى ميراند محمود بر او متغير شد و دارا بغرجستان پيش والى آنجا گريخت . سلطان والى غرجستان را بتسليم دارا مجبور كرد و او را در حبس انداخت امّا پس از مدّتى عفوش نمود و غرض محمود اين بود كه دارا را آلت اجراى مقاصد خود در تصرّف گرگان